Samstag, März 10, 2007

کوسدوم


سنین اوزوندن جانیما
داماریمداکی قانیما
قرآنیما کیتابیما
کوسدوم ، کوسدوم آرتیق
...
داها سنینله قونوشمام
نه یاپارسان یاپ باریشمام
آرتیق سنه هئچ قاریشمام
کوسدوم کوسدوم آرتیق
...
اکمه ییمین دوزو اولسان
قه دریمده یازیم اولسان
پادشاهین اوغلو اولسان
کوسدوم کوسدوم آرتیق
...
بیتسین بو سئودامیز بیتسین
نه ره یه گئده رسه گئتسین
قونوشورسام دیلیم قوپسون
کوسدوم کوسدوم آرتیق
...
کوسدوم قارا گؤزلرینه
کوسدوم آجی سؤزلرینه
کؤلگه سینه ایزلرینه
کوسدوم کوسدوم آرتیق
ترجمه فارسی
از دست تو به جانم قسم
به رگهای تنم قسم
به کتاب و قرآنم قسم
قهرکردم ، قهرکردم دیگر
...
دیگر با تو حرف نمی زنم
هر قدر سعی کنی اشتی نمی کنم
دیگر کاری به کارت ندارم
قهرکردم ، قهر کردم دیگر
...
اگر نمک نانم هم باشی
اگر سرنوشتم هم باشی
اگر پسر پادشاه هم باشی
قهر کردم ، قهر کردم دیگر
...
تمام شود این عشق تمام شود
هر جا که دلش می خواهد برود
اگر با او حرف بزنم ، زبانم قطع شود
قهر کردم ، قهر کردم دیگر
...
از چشمان سیاهش قهرکردم
از حرفهای تلخش قهرکردم
از سایه و رد قدمش قهرکردم
قهر کردم ، قهر کردم دیگر

Keine Kommentare: