Posts mit dem Label حاجی لار werden angezeigt. Alle Posts anzeigen
Posts mit dem Label حاجی لار werden angezeigt. Alle Posts anzeigen

Donnerstag, Juni 03, 2010

حاجیلار - هوشنگ جعفری زنگانلی

گئدیرسیز مکه یه تکمیل اولا ایمان حاجیلار؟
وئره آللاه سیزه ده حوری و قلمان حاجیلار؟
فیکر ائدیرسیز کی قیامت ده ده وار خر تو خری
آقا وقتین اولاجاق هر کین تاج سری
آلاجاق دور و برین حوری و قلمان و پری ؟
وئره جکلر سیزه ده روضه رضوان حاجیلار
؟
گئدیرسیز مکه یه بو ملتی آلداتماق اوچون
اوزادا ساققالیزی جینسی باهالاتماق اوچون
یاکی شیطان کیشی لر شیطانا داش آتماق اوچون
شیطانی وورماگینان کوهنه مسلمان حاجیلار
*
هئچ اولوب بیر گئجه سیز باش چکه سیز قونشولارا
گؤره سیز قونشونون آروادی عجب گییدی قارا
اری بیچاره آجیندان اؤزونو چکدی دارا
سیز دوغوردان حاجی سیز یا کی یالاندان حاجیلار؟
*
گر پولون چوخدو کیشی وئرگینن آجلاری دویور
گؤرموسن دولت الان مین دیلینن خالقی سویور
بیزی بیچاره ائدیب سیزلری آواره قویور
بو نه یاتماقدی یاتیبسیز سیزی قرآن حاجیلار؟
*
گاه گئدیرسیز وئریسیز کربلادا صداما پول
ائله بیر کره مکاندا سالیسیز ائششه یه چول
من اؤلوم کیمدی قویان جنگ ده آروادلاری دول
یا گؤرن بیز دئییریک صداما بهتان حاجی لار؟
*
قاراگونلر گرک هر یئرده وار ایرانه گله؟
نییه قویموللار بو ایران سر و سامانه گله؟
هئچ گؤروبسوز سیز عربلر ده خراسانه گله؟
او شه کرب و بلادیر بو خراسان حاجیلار
*
خراسان شاهینه یوخ فرقی امام حسینین
یوخ امام ائیله امام دیر بو منیم دیر او سنین؟
قولو سینسین گؤروم آللاه بئله قانون کسه نین
سیزه دیوان ائله سین شاه شهیدان حاجی لار
*
سیزه آللاه دئییب آج قوی بیزی پول وئر عربه
ییغ آپار وار یوخووی وئرگینن او بی ادبه
ائیله بیر یول وار عزیزیم یولووی سال حلبه
گرر آجیندان نه چکیر اوردا نریمان حاجی لار
*
جفر آباددا الان ملت آجیندان قیریلیر
قیرمیزی باشماق اوچون بیر جوت اوشاقلار ویریلیر
پولی چوخلاری یئییب ملتین حاققین جیریلیر
چوخو تاپمیر گییه تا اینینه تومان حاجیلار
*
هله قوی کئیف ائله سین مکه ده استانداریمیز
یاخشی ماهردی شعار وئرمه یه فرمانداریمیز
یاری میز خواب جهالتده دیر قالدی یاریمیز
یاریمیزدا اوره یی غمدن اولوب قان حاجی لار
*
زنگان آباد اولا ویران اولا استاندارا نه
خان خوله جر جهنم کیشی فرماندارا نه
چوخ گناه بیزده دی بو بی گناه انسانلارا نه
بولارا نه کی اولوب ات نئچه توامن حاجیلار
*
کیشی بونلار گلیب استانه کی تا کئیف ائله سین
باهادی تاکسی چؤرک قارداس ، حسن بورج ائله سین
گلیب هر کس بورا بو شهرده بیر پول کوره سین
خالقی آلداتماغادی بیر بئله احسان حاجیلار
*
سؤز اولور حضرت استاندار اولور کوهه روان
یئیه صبحانه ، سونا ائیلیه تفریح کنان
ساهات اون بیرده گلیر دفترینه مرد جوان
یئتیشیر وقت اذان باغلانیر هر یان حاجیلار
ایشه واخ قالمیری ساکی سیزه قربان حاجیلار
*
کس سسین شاعر بدبخت قوتار سؤزلریوی
یوخوسوزلوق چیخادار صبحه کیمی گؤزلریوی
گئده زنگانی یاتیب سن دؤیوسن دیزلریوی؟
دردی فرهنگ دی اولماز بونا درمان حاجیلار
*
حاجی ها
به مکه می روید که ایمانتان کامل شود ، حاجی ها؟
خدا روز قیامت به شما حوری و قلمان هدیه کند حاجی ها؟
فکر می کنید دنیای قیامت هم دنیای خرتوخری است؟
آنجا هم تاج سر همه خواهید بود؟
دور و برتان را پری و حوری و قلمان پر خواهد کرد؟
به شما نیز روضه رضوان خواهند داد حاجی ها؟
*
به مکه می روید برای فریب دادن این ملت مظلوم
ریشتان را بلند می کنید برای گران گردن اجناس؟
یا که برای پرتاب کردن سنگ بر شیطان ، ای مردان شیطانی
بر شیطان سنگ نزنید ای حاجیان کهنه مسلمان
*
آیا شبی اتفاق افتاده که سری به همسایه بزنید؟
ببینید که زن همسایه چگونه سیاه پوش شده؟
شوهر بیچاره اش از فقر و گرسنگی خود را به دار آویخته؟
شما به راستی حاجی هستید یا به دروغ حاجی ها؟
*
مرد ، اگر پولت زیاد است گرسنگان را سیر کن
مگر نمی بینی دولت حالا ملت را سرکیسه می کند؟
ما را بیچاره کرده و و شما را آواره
شما را فسم به قرآن این چه خواب غفلتی است حاجی ها؟
*
گاهی به کربلا می روید و به صدام پول می دهید
گوئی که بر پشت خر پالان می اندازید
مرگ من آنکه در جنگ زنان را بیوه کرد ، چه کسی غیر او بود؟
نکند ما هم به صدام بهتان می گوئیم ، حاجی ها؟
*
روزگار سیاه هر جاست باید سراغ ایران بیاید؟
چرا نمی گذارند ایران به سر و سامان برسد؟
هیچ دیده اید که یک عرب برای زیارت به خراسان بیاید؟
او شاه کربلاست و این شاه خراسان حاجی ها
*
نه ! امام ، امام است او برای تو و این برای من ؟
الهی که دست چنین قانون گذاری بشکند
شاه خراسان حکم شما شود حاجی ها
*
خدا به شما گفته ما را گرسنه بگذارید وپول به عرب بدهید
هست و نیست تان را جمع کنید و به آن بی ادب بدهید
عزیزم سالی یک بار هم راهت را به طرف « نام یک روستا » کج کن
ببین نریمان آنجا از گرسنگی چه می کشد ، حاجی ها
*
در جعفر آبد اکنون مردم از گرسنگی تلف می شوند
به خاطر یک جفت کفش قرمز بچه ها تنبیه می شوند
خیلی ها پول و حق ملت را خورده اند و از فربهی دارند می ترکند
خیلی ها هم شلواری ندارند که بر تن بپوشند ، حاجی ها
*
بگذار کیف کند در مکه استاندارمان
شعار خوان ماهری است فرماندارمان
نیمی از ما در خواب و جهالت و نیمی دیگر باقیمانده
نیم دیگر نیز دلخون است حاجی ها
*
زنجان آباد یا ویران شود به استاندار چه ؟
« نام ده و روستا : به جهنم مرد ، به فرماندار چه ؟
همه گناهها به گردن ماست ، به این دو بی گناه چه ربطی دارد؟
به اینها چه ربطی دارد کهقیمت گوشت چقدر است حاجی ها
*
مرد ، اینها به استان آمده اند که لذت ببرند
تاکسی و نان گران است ، حسن قرض کند
هر کسی به این شهر آمده که پول پارو کند
این همه تحسان برای فریب ملت است حاجی ها
*
به هر بهانه ای حضرت استاندار روانه کوه می شود
با کیف و لذت صبحانه می خورد و سونا می رود
ساعت ده مرد جوان به دفتر کارش می آید
وقت اذان می رسد و همه جا می بندد ، حاجی ها
برای انجام کار وقتی باقی نمی ماند حاجی ها
*
خفه شو شاعر بدبخت ، حرفهاتو تمام کن
بی خوابی تا صبح چشمهاتو کور خواهد کرد
پسرک ، زنجانی خوابیده و تو بر زانویت می زنی؟
دردمان درد فرهنگ است ، درمان دیگری ندارد حاجی ها
*

Mittwoch, Februar 04, 2009

نوحه - غفاری اردبیلی

اگر اینسان حکیم اولسا ، اسیر روزگار اولماز
بو بئش گون عمره خاطیر ، نفس شومه دستیار اولماز
سلیمانلار گئدیبلر دست خالی قبره دونیادان
نقدیر اولسا اینسانین جلالی ، پایدار اولماز
شکوه و فر جاویدان ، فقط مخصوص سبحان دیر
اجل حکمی گلنده ، هئچ کسه راه فرار اولماز
بو سؤزلر منتسب دیر مکتب شاه ولایتدن
بویوردو ثروت و مکنت دلیل افتخار اولماز
بشرده اولسا حریت ، اؤزون دونیایه سیندیرماز
شرافتمند اولان اینسان ، قالار آج روشوه خوار اولماز
اگر اینسان بیر آز فیکر ائیله سئیدی متن قرآنه
بیلردی هئچ حقیقت پیشه اینسان ظلم کار اولماز
بلای فقر و نکبت دن قاچیرلار قیزلار ائولردن
مساوات اولسا، عدل اولسا ، بو قدری انتحار اولماز
بو بیر امر مسلم دیر ، درآمدلر حلال اولسا
بو قدری کوچه و بازارده بی بند و بار اولماز
گلین آی باشرافتلر ، چکیب تخت دن سالاخ فقری
برابر اولسا اینسانلار ، شرافت داغدار اولماز
گئدیرسن مکه یه هر ایل ، دئییرسن عاشقم حجه ؟
ولی مین حجه گئتسن ، هئچ بیرینده اعتبار اولماز
تبرا ائیله شیطاندان ، سورا گئت حجه ای حاجی
وگرنه مکه ده شیطانه ، شیطان سنگسار اولماز
اگر مین ایل اوروج توتسان ، همان قرآنه آند اولسون
اگر آج یاتسا بیر اینسان ، رضا پروردگار اولماز
..
اگر انسان عاقل باشد ، اسیر روزگار نمی شود
به خاطر این عمر پنج روزه دستیار نفش شومش نمی شود
سلیمانها با دست خالی به قبر رفته اند
جاه و جلال انسان همیشگی نیست
شکوه و جلال همیشه مخصوص ذات پروردگار است
وقتی حکم اجل می رسد راه فراری نیست
این سخنها منسوب به شاه ولایت است
فرمود ثروت دلیل افتخار نیست
اگر انسان آزاده باشد ، خود را در مقابل دنیا نمی شکند
انسان شرافتمند گرسنه می ماند ، اما رشوه خوار نمی شود
اگر انسان کمی به متن قرآن فکر می کرد
می دانست که انسان حقیقی نگر ظالم نمی شود
از بلای فقر و نکبت دخترها از خانه می گریزند
اگر مساوات و عدل برقرار باشد ، این همه خودکشی اتفاق نمی افتد
بیائید ای مردم با شرف ، فقر را از تخت به زیر افکنیم
اگر حقوق انسانها مساوی شود ، شرافت داغدار نمی شود
هر سال به مکه می روی و می گوئی عاشق حج هستم ؟
هزار بار هم به سفر حج بروی هیچ کدام معتبر نیست
اول از شیطان تبرا کن ، سپس به سفرحج برو ای حاجی
وگرنه در مکه ، شیطان که شیطان را سنگسار نمی کند!!
اگر هزار سال روزه بگیری ، قسم به همان قرآن
اگر انسانی گرسنه بخوابد ، خدا از تو راضی نمی شود

Dienstag, Mai 30, 2006

به کجا می روی ؟



به کجا میروی ؟
به کجا میروی ! ! ؟ زیارت خانه خدا ... دیدن خدا ؟
درب آن خانه روبرو را بکوب ...آری همین خانه ای که یتیم خانه است...
همین خانه ای که هر شب بچه ها گرسنه می خوابند ... خدا امشب آنجاست ...
امشب قبل از سفرت ... لحظه ای به میهمانی همسایه درآ ...
ببین قابلمه ای که روی اجاق است را ... پر از آب !!
آری ... فقط آب !
و مادر با قاشقی در دست ... آنقدر غذا را به هم میزند ...
می چشد! ... نمک میزند ! ... تا بچه های گرسنه به خواب روند ...
دیشب هم همین غذا را می پخت ... و فردا شب ...هم
...
پای به راه کدامین سفری ! ؟
امشب ... قبل از سفرت ...
سری به خانه همسایه دیوار به دیوار بزن ... !
آری همان خانه ای که پدر ... در بستر بیماری ...
به خاطر تهیدستی ...دارو ...درمان !
مرگ را انتظار میکشد !
همین همسایه ای که دیروز با رویی گلگون از شرم مبلغی را به رسم وام طلب کرد !!!
کمکش کردی ؟ ... نداشتی ...!؟
...
عازم کدام دیاری !؟
امشب قبل از رفتنت ...
سری به خانه آن آشنا بزن ...
همان که با تو همخون است ...
همان که ... دیشب برای خداحافظی و حلالیت رفته بودی ...
و گفتی خدا قسمت کند ... سفر هفتم است ...
همان که فرزندانش به خاطر تنگدستی ... به خاطر لباسهای کهنه شان ... در گوشه ای به خفت خود را از چشم تو پنهان ساختند ...
...
در کدامین هوائی !!!؟ ... محشر عرفات !
منا ... یا جمرات ... ؟
زحمت سفر بر خود هموار مدار ... که شیطان در قلب تو... در روح توشت
برای خلوص ... خود را رمی کن ... خود را برهان ... از خود !
که خدای بر تو حرام کرد ... در این سفر ... حتی دیدن خود ( ت ) را در آئینه
شاید در هوای مقام ابراهیم ... ی !!!؟
همان موحدی که در پیمودن راه خلوص و بندگی ... به فرمان فرزند را به مسلخ برد !؟
ابراهیم ... فرزند را به مسلخ برد ... تو ایمان را ... !
...
زیارت ائمه بقیع ... با پیامبر را ... دلتنگی ؟
همان پیامبری که فرو ریخت سقف آن مسجدی را که اجداد تو به ریا و تزویر ساختند را ...
فرمان داد !؟
...
طالب کدامین زیارتی ... زیارت خدیجه کبری !؟
همانی که تماممی اموالش را در راه دین و مردمش ... انفاق کرد !؟
...
برخیز ...
رخت ریا بر تن بدران ...و
احرامت را ...همان تن پوشی که از هر تملق ... از هر ریا تهیست ...
بر تن کن ...
خسی شو ... برای آن میقات !!!
که قیامت ... ت ... نزدیک است
...
خدای را... در آن یتیم خانه ...
کنار آن قابلمه پر آب ...
خدای را ... بر بالین آن بیمار ...
خدای را ... در نا امیدخانه سالمندان
همانجا که پدر و مادرمان در انتظار جرعه ای محبت و در صف مرگ ایستاده اند ...
خدای را ... در بی بضاعت خانه های آبرومند ...
خدای را ... هزار جای دیگر طواف کن ...
...
کعبه خود سنگ نشانیست که ره گم نشود
حاجی احرام دگر بند و ببین ... یار کجاست
منبع : وبلاک پوچ . س .. ت ... ا .... ن
http://poochestan.blogfa.com/

ترجمه به زبان ترکی آذربایجانی

هارا گئدیرسه ن ؟
الله هین ائوینه ؟ الله هین گؤروشونه ؟
اوزبه اوز ائوین قاپیسینی دؤی ، هه ن ، او ائوی کی یئتیم خانادیر
او ائوی کی هر گئجه اوشاقلار آج یاتیرلار ، الله بو گئجه اوردادیر
بو گئجه ، یولا دوشمه میشده ن قاباق ، بیر آز قونشو ائوینه قوناق گئت
باخ گِؤر ، اوجاق اوستونده کی قابلاما دولودور ،
دولودور سوینان
هه ن ، ته کجه سو
و آنانین الینده قاشیغی ، پیشمیشی قاریشدیریر
دادینا باخیر ، دوز سه پیر ، اوقه ده ر قاریشدیریر ، قاینادیر کی ، آج اوشاقلار یوخلویالار
دونه ن گئجه ده بو پیشمیشی پیشیرمیشدی
ساباح گئجه ده پیشیریه جاخ ، بیری گونده
...
هارا یوللانیرسان ؟
یو گئجه یولا دوشمه میشده ن قاباق
دوواربیر قونشووا بیر باش وور
هه ن ، او ائویکی آتاسی خسته دیر ، یورقان دوشه کده
یوخسوللوقدان ، داوا درمانسیزلیقدان
اؤلومون یولونو گؤزلور
بو قونشوکی دونه ن قیزارا قیزارا سه نده ن بیر آز بورج ایسته دی ،
وئردین ؟ یوخووویدی ؟ ؟
...
هارا گئدیرسه ن ؟
بو گئجه گئتمه میشده ن قاباق
او تانیشیوین ائوینه باش وور
اوکی سه نده ن قانی بیردیر
اوکی دونه ن حلاللیق آلماغا یانینا گئتمیشدین
و دئمیشدین ، الله قویسا ، یئددی مینجی یولوندور
اوکی اوشاقلاری کاسیبلیقدان ، جیندیریق پالتارلارینا گؤره ،
بیر بوجاقدا گیزله نیب گؤزووه گؤرسه نمه دیله ر
...
هانسی هاواداسان ؟
محشر عرفات ؟
منا ؟ یا جمرات ؟
بو یولچولوغون زحمتینی بوینووا آلما ،
شئیطان سه نین اوره یینده دیر ، سه نین روحوندادیر
تمیزله نمه کده ن اؤتور ، اؤزووی رمی ائله ، داشی اؤزووه وور ،
اؤزووی قورتار ، اؤزونده ن
نه ده ن کی ، الله سه نه حرام ائله دی ، بو یولچولوقدا ، حتی اؤزووه آینادا باخماغی
...
اولوکو ابراهیمین آیاغینا چاتماغ ایستیرسه ن ؟
او الله لی نی کی الله هین یولوندا
الله هین بویوروقوینان ، بالاسینی ساللاخا آپاردی ؟
ابراهیم بالاسینی ساللاخا آپاردی ، سه ن اینانجیوی
...
هانسینا گؤره اوره یین داریخیر ؟ بقیعین زیارتی ، یا پئیغمبیرین ؟
او پئیغمبر کی ،
آتا بابالارین ایکی اوزلولوق ، یالتاقچیلیقنان دوزه لده ن مه چیدین ییخماغینا بویوروق وئردی ؟
...
کیمی زیارت ائله مه یه اوره یین چیرپینیر ؟
خدیجه کبری زیارتینه ؟
او کی بوتون وار یوخونو اینانجینین ، آداملارین یولوندا باغیشلادی ؟
...
دور ، اویان ، ایکی اوزلولوق ، یالتاقچیلیق ، پالتارلارین اینینده ن چیخارت
احرام پالتارلاریوی ، او پالتارلاری کی هر یالتاقچی لیقدان ، ایکی اوزلولوکده ن پاکدیر، گئیین
کیچیل او میقاتدان اؤتور
نییه کی ، قیامت یاخیندیر
...
الله هی ، او یئتیم خانادا
الله هی ، اوجاق اوستونده کی سودان دولو قابلامادا
الله هی ، نوخوش قونشونون باشی اوسته
الله هی ، قوجالار ائوینین اومودسوزلوغوندا
اورداکی منیم سه نین آتا آنالاریمیز اوره یی ، بیر آز محبتده ن اؤتور چیرپنیر
اورداکی اومودسوزلوغنه ن اؤلوم صفینده نوبه یه دوزولوبله ر
الله هی ، آبیرلی کاسیبلارین ائوینده
الله هی ، مین یئرده
الله هی ، هر یئرده زیارت ائله
...
کعبه بیر نیشان داشیدیر
بیر داشدیر کی یولووی آزمییا سان
سه ن کی آزیبسان
بیرده احرام باغلا
حاجی بیر یولدا احرام باغلا آختار ، گؤر ،
یار هاردادیر ، یار هاردادیر

بایاتیلار - سربازلارین زبان حالی

عزیز داغلی آتا - آنالار آللاه ایگیت لریزه رحمت ائیله سین. باشی ساغ اولسون. آللاه سیزه صبر وئرسین. * پادگان دا نلر اولدو، سرباز ارزون اوره ی...