Dienstag, Mai 30, 2006

به کجا می روی ؟



به کجا میروی ؟
به کجا میروی ! ! ؟ زیارت خانه خدا ... دیدن خدا ؟
درب آن خانه روبرو را بکوب ...آری همین خانه ای که یتیم خانه است...
همین خانه ای که هر شب بچه ها گرسنه می خوابند ... خدا امشب آنجاست ...
امشب قبل از سفرت ... لحظه ای به میهمانی همسایه درآ ...
ببین قابلمه ای که روی اجاق است را ... پر از آب !!
آری ... فقط آب !
و مادر با قاشقی در دست ... آنقدر غذا را به هم میزند ...
می چشد! ... نمک میزند ! ... تا بچه های گرسنه به خواب روند ...
دیشب هم همین غذا را می پخت ... و فردا شب ...هم
...
پای به راه کدامین سفری ! ؟
امشب ... قبل از سفرت ...
سری به خانه همسایه دیوار به دیوار بزن ... !
آری همان خانه ای که پدر ... در بستر بیماری ...
به خاطر تهیدستی ...دارو ...درمان !
مرگ را انتظار میکشد !
همین همسایه ای که دیروز با رویی گلگون از شرم مبلغی را به رسم وام طلب کرد !!!
کمکش کردی ؟ ... نداشتی ...!؟
...
عازم کدام دیاری !؟
امشب قبل از رفتنت ...
سری به خانه آن آشنا بزن ...
همان که با تو همخون است ...
همان که ... دیشب برای خداحافظی و حلالیت رفته بودی ...
و گفتی خدا قسمت کند ... سفر هفتم است ...
همان که فرزندانش به خاطر تنگدستی ... به خاطر لباسهای کهنه شان ... در گوشه ای به خفت خود را از چشم تو پنهان ساختند ...
...
در کدامین هوائی !!!؟ ... محشر عرفات !
منا ... یا جمرات ... ؟
زحمت سفر بر خود هموار مدار ... که شیطان در قلب تو... در روح توشت
برای خلوص ... خود را رمی کن ... خود را برهان ... از خود !
که خدای بر تو حرام کرد ... در این سفر ... حتی دیدن خود ( ت ) را در آئینه
شاید در هوای مقام ابراهیم ... ی !!!؟
همان موحدی که در پیمودن راه خلوص و بندگی ... به فرمان فرزند را به مسلخ برد !؟
ابراهیم ... فرزند را به مسلخ برد ... تو ایمان را ... !
...
زیارت ائمه بقیع ... با پیامبر را ... دلتنگی ؟
همان پیامبری که فرو ریخت سقف آن مسجدی را که اجداد تو به ریا و تزویر ساختند را ...
فرمان داد !؟
...
طالب کدامین زیارتی ... زیارت خدیجه کبری !؟
همانی که تماممی اموالش را در راه دین و مردمش ... انفاق کرد !؟
...
برخیز ...
رخت ریا بر تن بدران ...و
احرامت را ...همان تن پوشی که از هر تملق ... از هر ریا تهیست ...
بر تن کن ...
خسی شو ... برای آن میقات !!!
که قیامت ... ت ... نزدیک است
...
خدای را... در آن یتیم خانه ...
کنار آن قابلمه پر آب ...
خدای را ... بر بالین آن بیمار ...
خدای را ... در نا امیدخانه سالمندان
همانجا که پدر و مادرمان در انتظار جرعه ای محبت و در صف مرگ ایستاده اند ...
خدای را ... در بی بضاعت خانه های آبرومند ...
خدای را ... هزار جای دیگر طواف کن ...
...
کعبه خود سنگ نشانیست که ره گم نشود
حاجی احرام دگر بند و ببین ... یار کجاست
منبع : وبلاک پوچ . س .. ت ... ا .... ن
http://poochestan.blogfa.com/

ترجمه به زبان ترکی آذربایجانی

هارا گئدیرسه ن ؟
الله هین ائوینه ؟ الله هین گؤروشونه ؟
اوزبه اوز ائوین قاپیسینی دؤی ، هه ن ، او ائوی کی یئتیم خانادیر
او ائوی کی هر گئجه اوشاقلار آج یاتیرلار ، الله بو گئجه اوردادیر
بو گئجه ، یولا دوشمه میشده ن قاباق ، بیر آز قونشو ائوینه قوناق گئت
باخ گِؤر ، اوجاق اوستونده کی قابلاما دولودور ،
دولودور سوینان
هه ن ، ته کجه سو
و آنانین الینده قاشیغی ، پیشمیشی قاریشدیریر
دادینا باخیر ، دوز سه پیر ، اوقه ده ر قاریشدیریر ، قاینادیر کی ، آج اوشاقلار یوخلویالار
دونه ن گئجه ده بو پیشمیشی پیشیرمیشدی
ساباح گئجه ده پیشیریه جاخ ، بیری گونده
...
هارا یوللانیرسان ؟
یو گئجه یولا دوشمه میشده ن قاباق
دوواربیر قونشووا بیر باش وور
هه ن ، او ائویکی آتاسی خسته دیر ، یورقان دوشه کده
یوخسوللوقدان ، داوا درمانسیزلیقدان
اؤلومون یولونو گؤزلور
بو قونشوکی دونه ن قیزارا قیزارا سه نده ن بیر آز بورج ایسته دی ،
وئردین ؟ یوخووویدی ؟ ؟
...
هارا گئدیرسه ن ؟
بو گئجه گئتمه میشده ن قاباق
او تانیشیوین ائوینه باش وور
اوکی سه نده ن قانی بیردیر
اوکی دونه ن حلاللیق آلماغا یانینا گئتمیشدین
و دئمیشدین ، الله قویسا ، یئددی مینجی یولوندور
اوکی اوشاقلاری کاسیبلیقدان ، جیندیریق پالتارلارینا گؤره ،
بیر بوجاقدا گیزله نیب گؤزووه گؤرسه نمه دیله ر
...
هانسی هاواداسان ؟
محشر عرفات ؟
منا ؟ یا جمرات ؟
بو یولچولوغون زحمتینی بوینووا آلما ،
شئیطان سه نین اوره یینده دیر ، سه نین روحوندادیر
تمیزله نمه کده ن اؤتور ، اؤزووی رمی ائله ، داشی اؤزووه وور ،
اؤزووی قورتار ، اؤزونده ن
نه ده ن کی ، الله سه نه حرام ائله دی ، بو یولچولوقدا ، حتی اؤزووه آینادا باخماغی
...
اولوکو ابراهیمین آیاغینا چاتماغ ایستیرسه ن ؟
او الله لی نی کی الله هین یولوندا
الله هین بویوروقوینان ، بالاسینی ساللاخا آپاردی ؟
ابراهیم بالاسینی ساللاخا آپاردی ، سه ن اینانجیوی
...
هانسینا گؤره اوره یین داریخیر ؟ بقیعین زیارتی ، یا پئیغمبیرین ؟
او پئیغمبر کی ،
آتا بابالارین ایکی اوزلولوق ، یالتاقچیلیقنان دوزه لده ن مه چیدین ییخماغینا بویوروق وئردی ؟
...
کیمی زیارت ائله مه یه اوره یین چیرپینیر ؟
خدیجه کبری زیارتینه ؟
او کی بوتون وار یوخونو اینانجینین ، آداملارین یولوندا باغیشلادی ؟
...
دور ، اویان ، ایکی اوزلولوق ، یالتاقچیلیق ، پالتارلارین اینینده ن چیخارت
احرام پالتارلاریوی ، او پالتارلاری کی هر یالتاقچی لیقدان ، ایکی اوزلولوکده ن پاکدیر، گئیین
کیچیل او میقاتدان اؤتور
نییه کی ، قیامت یاخیندیر
...
الله هی ، او یئتیم خانادا
الله هی ، اوجاق اوستونده کی سودان دولو قابلامادا
الله هی ، نوخوش قونشونون باشی اوسته
الله هی ، قوجالار ائوینین اومودسوزلوغوندا
اورداکی منیم سه نین آتا آنالاریمیز اوره یی ، بیر آز محبتده ن اؤتور چیرپنیر
اورداکی اومودسوزلوغنه ن اؤلوم صفینده نوبه یه دوزولوبله ر
الله هی ، آبیرلی کاسیبلارین ائوینده
الله هی ، مین یئرده
الله هی ، هر یئرده زیارت ائله
...
کعبه بیر نیشان داشیدیر
بیر داشدیر کی یولووی آزمییا سان
سه ن کی آزیبسان
بیرده احرام باغلا
حاجی بیر یولدا احرام باغلا آختار ، گؤر ،
یار هاردادیر ، یار هاردادیر

Kommentare:

Iraj Seyf hat gesagt…

شهربانوی گرامی: جه کار خوبی می کنید با این ترجمه ها!پیش خودتان بماند من اگر چه متاسفانه ترکی را نمی فهمم ولی خیلی هایش را می خوانم. دست شما درد نکند.کاش دیگر دو زبانه های ما( البته می دانم که شما حداقل یک زبان سوم هم می دانید) از شما یاد می گرفتند. مجسم کنید اگر این طور بشود ده سال دیگر پانزده سال دیگر ما ایرانی ها چقدر غنی تر خواهیم بود! باز هم به سهم خودم از شما ممنونم

دینا کاویانی hat gesagt…

خسته نباشید!
ای کاش در این آشفته بازار همشهری هایمان کمی از شما یاد می گرفتند! با اجازه به شما لینک دادم. پیروز باشید.

پس تو ها hat gesagt…

سلام / از طريق بلاگنيوز به اينجا رسيدم . اتفاقا از ديروز در وبلاگم شروع به نوشتن ضرب المثل هاي تركي و ترجمه اش را كردم . هر چند ناقص و شايد باغلط املايي به وفور ! اما خب شروع كردن هر چيزي مقداري جسارت هم ميخواهد و نميدانم چرا خودم را جسور دانستم . سري به وبلاگم بزن و نظرت را منظور كن . من تاكنون به هيچ يك از مطالب وبلاگت سر نزده ام . اما در فرصتي متين خواهم خواندشان . سرفراز بمانيد