آسوده ایدین دوشدون عجب زحمته کؤنلوم
سالدی سنی سئودا بو قدر محنته کؤنلوم
یاریله دئییب گولدوغون آنلار نئجه اولدو
حسرت قویوب هیجران سنی بیر صحبته کؤنلوم
عشق آتشی ، گه نجلیک هوسی ، بیرده گؤزه للیک
جذب ائتدی بوتون وارلیغینی صنعته کؤنلوم
نادانلارا باش ایمه اگر گئتسه حیاتین
دیمه ز بو جانین واردیر ، مننته کؤنلوم
من ساده لیقین عاشیقیه م ساده دولاننام
بیر عمردوراویمامیشام شهرته کؤنلوم
....
گؤزلرین گؤیچه کدیر ، بویوندور بسته
ایلین بادام ایچی دوداغین پوسته
هر نه دئسه ن جمله دئ گؤزوم اوسته
عاشقم کیمه یالواریم
نه دئییم کیمه یالواریم
اوره گینده سیریم چوخدور سویگولوم
بیر یاخین گل سیرریم سنه سویلویوم
گؤزوم گؤردو کؤنول سئودی نئینییم
عاشقم کیمه یالواریم
یازیغام کیمه یالواریم
قوشا قوشا خاللاری وار اوزونده
وسمه قاشدا ، سرمه سی وار گؤزونده
شهد شکر صحبتینده سؤزونده
عاشقم کیمه یالواریم
نئینییم کیمه یالواریم
خواننده : ابولفتح
...
عاشقم به کی التماس کنم
آسوده بودی ، عجب دچار زحمت شدی دلم
عشق ترا به این همه محنت انداخت دلم
لحظاتی که با دلدارت گل می گفتی و گل می شنیدی چه شد ؟
دوری ترا در حسرت صحبت با دلدارت گذاشته دلم
آتش عشق ، هوس جوانی و زیبائی
همه هستی ات را به این صنعت جذب کرد دلم
به نادانها سر فرود نیار اگر زندگیت هم تباه شود
این جانی که داری به منت نمی ارزد
من عاشق سادگی هستم ، ساده زندگی می کنم
یک عمر است که فریب شهرت را نخورده ام
...
چشمانت زیباست و قامتت خوش اندام
زبانت بادام است و لبهایت پسته
هر چه می گوئی بگو ، به چشم
عاشقم به کی التماس کنم
چه کنم به کی التماس کنم
حرف دلم زیاد است دلدارم
نزدیک بیا تا سر دلم را به تو بگویم
چشمم دید و دلم خواست چه کنم
عاشقم به کی التماس کنم
بیچاره ام به کی التماس کنم
خالهای جفت جفت در گونه اش دارد
وسمه در ابرو و سرمه بر چشم دارد
عسل و شکر در سخن دارد
عاشقم به کی التماس کنم
چه کنم به کی التماس کنم
عاشقم به کی التماس کنم
آسوده بودی ، عجب دچار زحمت شدی دلم
عشق ترا به این همه محنت انداخت دلم
لحظاتی که با دلدارت گل می گفتی و گل می شنیدی چه شد ؟
دوری ترا در حسرت صحبت با دلدارت گذاشته دلم
آتش عشق ، هوس جوانی و زیبائی
همه هستی ات را به این صنعت جذب کرد دلم
به نادانها سر فرود نیار اگر زندگیت هم تباه شود
این جانی که داری به منت نمی ارزد
من عاشق سادگی هستم ، ساده زندگی می کنم
یک عمر است که فریب شهرت را نخورده ام
...
چشمانت زیباست و قامتت خوش اندام
زبانت بادام است و لبهایت پسته
هر چه می گوئی بگو ، به چشم
عاشقم به کی التماس کنم
چه کنم به کی التماس کنم
حرف دلم زیاد است دلدارم
نزدیک بیا تا سر دلم را به تو بگویم
چشمم دید و دلم خواست چه کنم
عاشقم به کی التماس کنم
بیچاره ام به کی التماس کنم
خالهای جفت جفت در گونه اش دارد
وسمه در ابرو و سرمه بر چشم دارد
عسل و شکر در سخن دارد
عاشقم به کی التماس کنم
چه کنم به کی التماس کنم
Keine Kommentare:
Kommentar veröffentlichen