دیندیرمه منی غم جالانار دیل دوداغیمدان
نیسگیل سئلی باشلار آخا سولموش یاناغیمدان
گوگلو چینی لر تک آمانا بند اوره گیم وار
قوی توزلو قالیم یوخلاما اندیرمه تاغیمدان
قاندال یاراسی مرحم دیوانه لیگیمدیر
پامبیقلاری ته رپه تمه قان آخدیرما داغیمدان
تیترتمه منی تک آغاجام غم اتگینده
نیسگیل اله نر شاختا قوروتموش بوداغیمدان
بیر یالخی محبت دن اؤتور اویخولو بختیم
هر سمته سوروندوردو منی کؤرپه چاغیمدان
قلبیمده اؤزوم طرحی تومارلانماغا یوخدور
وولقان کیمی اود ییرقالانار دویغو داغیمدان
شاعر : حمیده رئیس زاده ( سحر خانیم )
به حرفم نیار
به حرفم نیار که غم اززبان و لبم سرریز می شود
سیل حسرت شروع به جاری شدن از گونه های پژمرده ام می کند
دلی مانند چینی در بهانه شکستن دارم
بگذار گردو خاک آلدو بمانم سراغم را نگیر ، از شاخه ام پائین نیار
زخم زنجیر محرم دیوانگیم است
پنبه ها را تکان مده ، از زخمم خون جاری نکن
تکانم نده تکدرختی هستم در آغوش غم
حسرت از شاخه خشک شده از یخبندانم الک می شود
تنها به خاطر محبت بخت به خواب رفته ام
به هر سمتی مرا کشانید از دوران کودکیم
در قلبم طرح تحمل برای نوازش نیست
مثل آتشفشان آتش از کوه احساسم سرشار می شود
به حرفم نیار که غم اززبان و لبم سرریز می شود
سیل حسرت شروع به جاری شدن از گونه های پژمرده ام می کند
دلی مانند چینی در بهانه شکستن دارم
بگذار گردو خاک آلدو بمانم سراغم را نگیر ، از شاخه ام پائین نیار
زخم زنجیر محرم دیوانگیم است
پنبه ها را تکان مده ، از زخمم خون جاری نکن
تکانم نده تکدرختی هستم در آغوش غم
حسرت از شاخه خشک شده از یخبندانم الک می شود
تنها به خاطر محبت بخت به خواب رفته ام
به هر سمتی مرا کشانید از دوران کودکیم
در قلبم طرح تحمل برای نوازش نیست
مثل آتشفشان آتش از کوه احساسم سرشار می شود
Keine Kommentare:
Kommentar veröffentlichen