Samstag, April 10, 2010

گیزله ده بیلمه دین - مدینه گلگون

نه یامان سویویوب الینین اودو
دونارام اللرین دیسه الیمه
ائله بیل اول کی سئوگین ده یوخدو
آمان ! بو سؤزلرده گلدی دیلیمه
*
اوره ییم چوخداندی هراسان ایدی
من اوزه وورماغا قورخوردوم واللاه
باخدیم باخیشلارین گؤر نه لر دئدی
هر سؤزو گؤزوندن اوخودوم واللاه
*
بو لال باخیشلارین الفباسینی
کاش کی ، دویمایادیم ، اوخویوب بئله
سن بو الفبانی ، سن بو یازینی
گیزله ده بیلمه دین کیپریکلرینله
*
نتوانستی پنهان کنی
چقدر سرد شده گرمای دستانت
یخ می زنم وقتی دستایت به دستم می خرود
گویا عشق اولیه ات دیگر نیست
وای! این حرفها هم به زبانم آمد
*
دلم خیلی وقتهاست که هراسان بود
از گفتنش می ترسیدم ، به خدا
نگاهت کردم ، ببین نگاهت چه ها تعریف کرد
همه حرفهایت را از چشمانت خواندم ، به خدا
*
الفبای این نگاه لالت را
کاش هرگز نمی خواندم ، نمی فهمیدم
تو این الفبا را ، این نوشته ها را
نتوانستی پشت پلکهایت پنهان کنی
*

1 Kommentar:

deniz hat gesagt…

سلام شهربانو جان
همیشه از خواندن شعرهایی که میگذاری لذت می برم
ممنونم