Freitag, Februar 25, 2011

نئیچون گلمز - ناتوان

قويوبدور اينتظاريندا ، نئيچون گلمز ، نئيچون گلمز
هميشه آه و زاريندا، نئيچون گلمز ، نئيچون گلمز
او زولف نرگس مسته ، كؤنول چوخداندی پابسته
مني هیجران ائديب خسته ، نئيچون گلمز ، نئيچون گلمز
سر كويون گه زر كؤنلوم ، گول رويون سئور كؤنلوم
وصالين چوخ ديلر كؤنلوم، نئيچون گلمز، نئيچون گلمز
آلوبدور جانيمي هيجران، اولوبدورگؤزلريم گريان
او مهوش نازنين جانان ، نئيچون گلمز نئيچون گلمز
منه هيجران مشقتدير ، فراقين درد محنتدير
نيگاريم خيلي مودت دير ، نيچون گلمز، نيچون گلمز
عزيزيم گؤزياشيم قاندير ، ايشيم فرياد افغاندير
او ياريم هاردا مئهماندير ، نئيچون گلمز ، نئيچون گلمز
اليمده ايختياريم يوخ ، گئديب صبروقراريم يوخ
يانيمدا گول عذاريم يوخ ، نئيچون گلمز نئيچون گلمز
صبا او مه لقا ديلبر ، آلوبدير جانيمي یكسر
كؤنول آنجاق اونو ايستر ، نئيچون گلمز ، نئيچون گلمز
قالوبدير ناتوان نالان، گئجه گوندوز اولار گريان
اونون يوخ دردينه درمان ، نئيچون گلمز ، نئيچون گلمز
*
چرا نمی آید
چشمانم را در انتظار گذاشته ، چرا نمی آید ، چرا نمی آید
همشه در آه و زارم، چرا نمی آید ، چرا نمی آید
این دل خیلی وقت است که پایبند آن زلف نرگس است
دوری اش بیمارم کرده ، چرا نمی آید ، چرا نمی آید
دل سر کویش می گردد ، گل رویش را می خواهد
در آرزوی وصالشم ، چرا نیم آید ، چرا نمی آید
جانم را دوری اش گرفته ، چشمانم گریان گشته
آن نازنین مهوش ، چرا نمی آید ، چرا نمی آید
هجران برایم سخت استدوری ایت درد و محنت است
نگارم مدتهاست ، چرا نمی آید ، چرا نمی آید
عزیزم اشک چشمم خون است ، کارم فریاد و فغان است
خدایا یارم کجا مهمان است ، چرا نمی آید ، چرا نمی آید
اختیاری ندارم ، صبر و قرار از کف دادم
گلعذارم کنارم نیست ، چرا نمی آید ، چرا نمی آید
صبا آن دلبر مه لقایم ، جانم را گرفته و می برد
دلم فقط او را می خواهد ، چرا نمی آید ، چرا نمی آید
« ناتوان » نالان شده ، شب و روزگریان شده
دردش درمانی ندارد ، چرا نمی آید ، چرا نمی آید
*

Keine Kommentare: