Montag, Februar 16, 2009

وار - عاشق حسین جوان

آیدین لیقدان قاچان ، کؤلگه ده ایتن
قارانلیقدا کولدا یاتانلار دا وار
مقصدسیز یاشییب آیری یول توتان
عمانا داش- تورپاق آتانلاردا وار
*
دوز گئتمه ین حقیقتین یولویلا
ایشله مه ین اؤز یوردوندا ائلیله
وجدانینی ناموسونو الیله
اؤزو تک نادانا ساتانلار دا وار
*
بیلمیر عصمتینی بیلمیر عارینی
سالیر ایاق التدا اؤز ووقارینی
وئریب اؤزگه لره اختیارینی
اؤزگه اتییندن توتانلاردا وار
*
لال خوروز تک وعده سینده بانلامیر
پیس ایشینده اؤز اؤزونو دانلامیر
ایندییه تک آنلامییب آنلامیر
بوش دانیشیب ارا قاتانلاردا وار
*
عطیرلی گوللری ازمک ایسته ین
اوزوب یاخاسینا دوزمک ایسته ین
غواصلیق بیلمه ین ، اوزمک بیلمه ین
حسین ، عمانلاردا باتانلاردا وار
...
هست
کسانی که از روشنائی می گریزند ، زیر سایه حو می شوند
در تاریک و بین خارو خاشاک می خوابند ، نیز وجود دارند
بی هدف زندگی می کنند راه دیگری برمی گزینند
به دریای عمان سنک و خاک می ریزند، نیز وجود دارند
*
کسانی که به راه راست نمی روند
در ولایت خود با عرق جبین کار نمی کنند
وجدان و ناموس خود را با دستشان
به نادانهائی مثل خود می فروشند ، نیز هستند
*
کسانی که عفت و عصمت خودش سرش نمی شود
وقار خود را زیر پا می افکند
اختیار خود را به بیگانگان داده
از دامن بیگانه می گیرند ، نیز هستند
*
کسی که مثل خروس بی محل سر وقت بانگ بر نمی دارد
خود را به خاطر کار زشت خود سرزنش نمی کند
تا به حال نفهمیده ندانسته
بیهوده سخن گفته و بین مردم را به هم زده ، نیز هست
*
کسی که دلش می خواهد گلهای معطر را بکند
بکند و بر سینه خود بزند
هنر غواصی و شنا نمی داند
در دریای عمان غرق می شوند ، نیز هست

Keine Kommentare: