Freitag, Dezember 07, 2007

اؤلمه م می


بو گون ایچین می وئردین بو بدنی ؟
بو وجدان می ، اینسانلیق می تؤره می
نه ظالیم عادتمیز وارمیش یا ربیم
میراث کابول ائتمیشلر منه یئنگه می
اؤلمه م می ، بنی تاشلارا وورون
تابوتا جانیم سورون
آینی تابوت ایچینده
کارداشیما گؤتورون
بو جماعات ائشیم دوستوو گیتمه سین
بابام بوردا امام شاهید وئردیریر
بن کیمی باختی قارالی وارمی دیر
تؤره میش یئنگه می آلاجاکمیشیم
خواننده : مصطفی اوغور
....
برای چنین روزی این جان را به من دادی ؟
این وجدان است ؟ انسانیت است ؟ عرف است ؟
زن داداشم را به عنوان میراث من قبول کرده اند
نمی میرم ؟ مرا بر سنگها بکوبید
تن بی جانم را داخل تابوت بگذارید
داخل همان تابوت برادرم
پیش برادرم ببرید
این جماعت ، همسرم ، دوستم برنگردند
پدرم اینجا ، امام شاهد ماجراست
تیره بختی همچون من وجود دارد ؟
عرف است ، باید زن داداشم را به زنی بگیرم

Keine Kommentare: