Montag, Dezember 24, 2007

کوسموشم


جانا اود ووردوم اؤزوم ، پروانه لردن کوسموشم
تا کی مجنون اولموشام ، دیوانه لردن کوسموشم
بیر غلط سؤزدور کی دئیرلر گنج اولور ویرانه ده
گنج یوخ ، ویرانه چوخ ، ویرانه لردن کوسموشم
حاصیلیم اولدو تجرددن ندامت گوشه سی
ایندی او باش آغریدان افسانه لردن کوسموشم
من ائشیتدیم ، او گولون مئیخانه لردی منزیلی
اصلی یوخ گؤردوم گلیب مئیخانه لر دن کوسموشم
خانیمانیمدان منی سالدی نباتی دربه در
عقله باخ مجنون کیمی بیگانه لردن کوسموشم
....
ابوالقاسم نباتی
...
خودم جانم را آتش زدم ، از پروانه ها قهرم
تا که مجنون گشته ام ، از دیوانه ها قهرم
غلط است اینکه می گویند گنج در ویرانه هاست
گنج نیست ، ویرانه فراوان ، از ویرانه ها قهرم
حاصلم از تجرد گوشه میخانه شد
اکنون از آن درد سرها افسانه ها قهرم
شنیدم منزل آن گل در میخانه هاست
دیدم دروغ است و حالا از میخانه ها قهرم
نباتی مرا در بدر از دیار و کاشانه ام کرد
عقل را ببین مثل مجنون از بیگانه ها قهرم

Kommentare:

مریم hat gesagt…

سلام خانم
شعر زیبائی انتخاب کردید ولی موقع تایپ ، اشتباها کلمه حاصلیلیم را با ج (جاصیلیم ) تایپ کردید که با ترجمه اش شاید ایرادی باشد اگر امکان دارد اصلاحش کنید . البته به حساب فضولی بنده نگذارید !! موفق باشید

Anonym hat gesagt…

مریم جان ممنون از یادآوریت . اصلاحش کردم . دستت درد نکنه .
شهربانو