1
دارم دنبال کسی می
گردم
که مرا بشناسد
من
در
خاطره ای
گم شده ام
*
بیرینی
آختاریرام منی تانییا
من بیر
خاطیره
ایچینده
ایتمیشم
*
2
ساحل ، گسترده در خیالم
دریا ، مرده در
چشمانم
من در حسرت شنا
شانه به شانه ی موج
درد می روم
*
ساحیل
منیم خایالیما سه ریلیب
دئنیز
، گؤزلریمده اؤلوب
من
اوزمه نیسگیلیله
آجیلار
دالغاسیلا چیین به چیین گئدیرم
*
3
لب هایم
دروغ را می خندند
دلم
راستی را گریه می کند
*
دوداقلاریم
یالانا
گولور
اوره
گیم
دوغرویا
آغلیر
*
4
آویزانم
از آخرین شاخه ی امید
بوی طوفان می اید
*
آسلانیخلی
یام
اومودون
سون بوتاغیندان
فیرتینا
قوخوسو گلیر
*
5
زندگی تکرار مردنها
نیست
حوصله ات را پیدا کن
ترانه های زیادی
برایت خواهم خواند
من از نک انگشتان تو
خواهم چکید
*
یاشام
اؤلمک لرین تکراری دئییل
حوصله
یه گل
سنه
چوخلو ماهنی لار اوخویاجایام
من
سنین بارماقلارینین اوجوندان داماجایام
*
6
داستانهای زیادی در
من مرده اند
من
در
داستان تو نفس می کشم
*
من ده
چوخلو ناغیللار اؤلوبلر
من
سنین ناغیلیندا یاشییرام
*
7
از خستگی
تشنه ام
برای یک لیوان مردن
*
یورغونلوقدان
سوسوزام
بیر
بارداق اؤلومه
*
8
در کوچه پس کوچه هایی
گم شده ام که
نگاه تو آن جا
خورشید است
من بد سرانجامی ام را
گریه می کنم
*
ائله
بیر کوچه لرین ایچینده ایتمیشم کی
اوردا
سنین باخیشین
گونش
دی
من
آنلیمین آجی یازیسینا آغلیرام
*
9
دو سه گام مانده
من افتاده از پا
تو بیا
*
ایکی
اوچ آددیم قالیب
ایاقدان
دوشموشم
گل
*
10
تنها نیستم
خاکستر سیگارت
غنیتمی است
بی حضور تو
*
یالقیز
دئییلم
سیگاریوین
کولو
سنین
یوخلوغوندا
بیر
غنیمت دیر
*
از کتاب یک آسمان اندوه - عبدالقادر بلوچ
*
1 Kommentar:
سلام
ای بر سر بالینم افسانه سرا دریا! / افسانه عمری تو باری به سر آ دریا. / ای اشک شبانگاهت آيینه صد اندوه / وی ناله شبگیرت آهنگ عزا دریا. / با کوکبه خورشید در پای تو می میرم / بردار به بالینم دستی به دعا دریا! / امواج تو نعشم را افکنده درین ساحل / دریاب مرا دریا دریاب مرا دریا. / زان گمشدگان آخر با من سخنی سر کن / تا همچو شفق بارم خون از مژه ها دریا. / چون من همه آشوبی در فتنه این طوفان / ای هستی ما یکسر آشوب و بلا دریا! / با زمزمه باران در پیش تو می گریم / چون چنگ هزار آوا پرشور و نوا دریا. / تنهايی و تاریکی آغاز کدورتهاست /خوش وقت سحرخیزان وان صبح و صفا دریا. / بردار و ببر دریا این پیکر بی جان را / بر سینه گردابی بسپار و بیا دریا. / تو مادر بی خوابی من کودک بی آرام / لالائی خود سر کن از بهر خدا دریا. / دور از خس و خاکم کن موجی زن و پاکم کن / وین قصه مگو با کس کی بود و کجا؟ دریا! ( فریدون مشیری - مروارید مهر - 1355)
Kommentar veröffentlichen