Sonntag, Juni 17, 2007

آ ظالیم


تانیمیرسان یاخین نه دیر ، یاد نه دیر
یادا دوست سان ، دوستا یاد سان ، آ ظالیم
اوره گیمده بیر گونه شین اودو وار
کور قورویار ، کوره آتسان ، آ ظالیم
...
داغ دایانماز بو آغرییا ، بو درده
قیصاصین وار – آل بو جانی ، بو قمه
غم دریاسی آخیتماسین سینه مه
بو قصدین دن یامان شادسان آ ظالیم
...
دانیشمیرسان ، یوخسا دیل دیر باخیشین ؟
گاه خنجر دیر – گاهدا میل دیر باخیشین
هم اؤلدورور ، هم دیریلدیر ، باخیشین
نه سئحرکار بیر جلادسان ، آ ظالیم
....
نام شاعر : ممد آراز
...
ای ظالم
نمی شناسی نزدیک کیست و بیگانه کیست
دوست بیگانه ای و دشمن دوستی ، ای ظالم
در دلم آتش یک خورشیدی است
رود کور خشک می شود اگر به کوره بیندازی ای ظالم
...
کوه این درد و غم را نمی تواند تحمل کند
اگر قصد قصاص داری ، این جانم و این شمشیر
دریای غم بر سینه ام جاری نکند
از این قصدت خیلی شادی ای ظالم
...
حرف نمی زنی ، نکند نگاهت سخن است ؟
گاه خنر است و گاه میل نگاهت
هم می کشد ، هم زنده می کند نگاهت
چه جلاد ساحری هستی ای ظالم
...

Kommentare:

Mehrdad hat gesagt…

سلام و تشکر از اینکه حرفهای دلت را با ما در میان می گذاری. از شعر آظالیم خیلی خوشم آمد. ترجمه خوبی کردید ولی فکر کنم منظور از "کور" اینجا رودخانه کورچایی باشد که به آراز می پیوندد.

Anonym hat gesagt…

مهرداد عزیز هم از محبت شما و هم از راهنمائی شما تشکر می کنم . من لین رود کور را به کلی فراموش کرده بودم و تصحیح کردم .
شهربانو