Mittwoch, Dezember 27, 2006

مندن

سن زلفيني آچ، توك اوزونه ، شانه سي مندن

زنجيري نشان وئر منه ، ديـــــوانه سي مندن

سن عاشقي يانديرماقا ، من يانماقـــا مايــيل

سن شمعيني گوستر، منه ، پروانه سي مندن

زلفون قدري ، عاشق اولان وار. سنه اي گل

سن سويله، اومجنونلاري ، افسانه سي مندن

سرمست گوزون، فتنه لبين ، نشئه لي باده

ايچديرمنه ، اول بادني – پيـــمانه سي مندن

سن ناز ايله گل كي ، صدفين، قيمتي آرتسين

كوزياشي كيمي ،اينجيسي. دردانه سي،مندن

هردم گوتور،اوزدن. گوزه ليم، افعي لي زلفين

چك ظاهره، گنجينه ني – ويـــرانه سي مندن

"واحد"مي ي ، ترك ائتمك اوچون–پيرمغانين

رنجيده اولوب ، بيرنئچه . مســـتا نه سي مندن

علي آقا واحد
http://www.galamyaz.blogfa.com/

...

ترجمه به فارسی

...
تو گیسویت را باز کن ، شانه از من
زنجیر را نشانم بده ، دیوانه از من
تو علاقمند به سوزاندن عاشق ، من علاقمند به سوختن
تو شمع را نشانم بده ، پروانه اش از من
به اندازه تار مویت ، عاشق داری ای گل
تو بگو آن مجن.نها را ، افسانه اش از من
چشمانت مست ، لبانت فتنه ، باده با نشاط
آن باده را به من بنوشان ، پیمانه از من
تو ناز کن بخند ، تا قیمت صدف افزوده شود
مثل اشک چشم به درد آید ، دردانه اش از من
زیبارویم گاهی گیسوی افعی مانندت را از صورتت کنار بزن
گنجینه را ظاهر کن ، ویرانه اش از من
« واحد » برای این که پیر مغان می را ترک کند
رنجیده شود دمی ، مستانه اش از من

Keine Kommentare: